واژه برنامهریزی هم از جمله واژههایی است که به دلیل استفاده مکرر از آن، در معانی نادرست، اصالت و اهمیت خودش را از دست داده است. و هر کس گمان میکند میتواند در این حوزه وارد شده و با تهیه مدارک کوتاه و بلند، ادعا کند برای فلان موضوع یا پروژه یا هدف برنامهریزی کرده است. اما برنامهریزی هم، مثل هر واژه فنی دیگری، برای خودش مختصاتی دارد؛ که لازم است برای به کارگیری آن دقت کنیم:
1- فقط زمانی میتوانیم برنامهریزی کنیم که هدف، مقصد یا موضوع مورد برنامهریزی کاملن روشن باشد.
به طور مثال اگر نمیدانید به چه کالاهایی نیاز دارید؛ نمیتوانید برای خرید برنامهریزی کنید، یعنی اگر با دوستتان قرار گذاشتید که در روز و ساعت معینی برای خرید به پاساژ معینی بروید؛ اما نمیدانید چه میخواهید بخرید، نام این کار، شاید یک گشت دوستانه باشد؛ اما حتمن نامش برنامهریزی برای خرید نیست.
2- برنامهریزی صرفن تعیین زمان نیست. زمانبندی برای انجام یک کار با برنامهریزی متفاوت است. برنامهریزی مفهوم وسیعتری نسبت به زمانبندی دارد و میتواند شامل زمانبندی، جدول درآمد – هزینه، جدول نیروی انسانی، ابزارها و تجهیزات، کیفیت انجام کار و سایر عوامل مهم و تأثیرگذار در انجام کار باشد.
3- انحراف از برنامه بایستی قابل اندازهگیری باشد. در یک برنامهریزی صحیح انحراف از برنامه (چه زودتر انجام دادن یک فعالیت و چه دیرتر انجام دادن آن) نشانه ضعف عملکرد است.
به طور مثال وقتی کسی افتخار میکند که 20% از برنامه جلو هستم، به معنی آن است که از مبانی برنامهریزی بیاطلاع است. در بسیاری از مواقع پیش افتادن در برنامه به معنای افزایش هزینه و افت کیفیت است؛ در حالی که برنامهریزی به تعبیری علم برقراری تعادل میان سه عامل زمان، هزینه و کیفیت است.
و این مطلب ادامه دارد....